عاشورا تاسوعا......این دو روز از بچگی برایم حال و هوای دیگه ای داشت....علم....زنجیر...دسته...اون موقع از پر های روی علم می ترسیدم.....
اما حالا.....چیزی که بیشتر از همه می ترسونتم..چیز دیگه ایه....الان از خودم می ترسم...از خودم و تمام گناه هام....
محرمی دیگر .....باز هم عاشورا......
یا حســــــین

